طراحی میراگر در سازه؛ چرا میراگر یک محصول مستقل نیست؟

در سال‌های اخیر، استفاده از میراگرهای لرزه ای در طراحی و بهسازی ساختمان ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. این تجهیزات می‌توانند با افزایش اتلاف انرژی، کنترل تغییرمکان ها و کاهش تقاضای لرزه ای اعضای سازه ای، نقش مهمی در بهبود عملکرد ساختمان ها در برابر زلزله داشته باشند. با این حال، یک نکته اساسی در طراحی میراگر وجود دارد که در بسیاری از مواقع در فرآیند طراحی و اجرای پروژه ها نادیده گرفته می‌شود:

 

میراگر یک محصول مستقل نیست؛ میراگر بخشی از یک سیستم سازه ای است.

به بیان دیگر، عملکرد واقعیِ یک میراگر یا همان دمپر را نمی‌توان تنها با یک مشخصه مانند «درصد میرایی» توصیف کرد. آنچه در نهایت در یک ساختمان اتفاق می‌افتد، حاصل برهم‌کنش میان میراگر، قاب سازه‌ای، اتصالات، سختی و مقاومت اعضا، نحوه توزیع تجهیزات، مشخصات دینامیکی سازه و مشخصات زلزله است

طراحی میراگر در سازه

نگاه جزیره ای به میراگر چیست؟

در رویکرد جزیره ای که این روزها متأسفانه در کاربرد میراگرهای لرزه ای در کشورمان به مثابه یک ضد فرهنگ رایج شده است، ابتدا ساختمان تقریباً به‌صورت مستقل طراحی می‌شود و سپس میراگر به‌عنوان یک تجهیز الحاقی به آن افزوده می‌شود. در چنین رویکردی ممکن است ابتدا یک آزمایش روی نمونه میراگر انجام شود، سپس یک مقدار مشخص برای میرایی اعلام شود و در ادامه طراح سازه تلاش کند این مقدار را به مدل سازه وارد کند.

این روش، بدون بررسی اثر واقعی دمپر بر رفتار کل سازه، می‌تواند تصویری بیش از حد ساده‌ شده از عملکرد سیستم سازه و میراگر ایجاد کند.

خطای رویکرد جزیره ای در طراحی سازه های مجهز به میراگر لرزه ای

در واقع، سؤال اصلی در طراحی دمپر این نیست که «این تجهیز چند درصد میرایی ایجاد می‌کند؟»؛ سؤال صحیح این است که:

این تجهیز، با این مشخصات، در این محل، در این سازه و تحت این سطح از تحریک لرزه‌ای، چه مقدار نیرو، تغییرمکان و انرژی ایجاد یا مستهلک می‌کند و این اثر چه تغییری در رفتار کل ساختمان به وجود می‌آورد؟

استانداردها و دستورالعمل‌های معتبر طراحی نیز دقیقاً بر همین نگاه سیستمی تأکید دارند. برای نمونه، ضوابط NEHRP/FEMA برای سازه‌های مجهز به سامانه‌های اتلاف انرژی، مدل‌سازی مستقیم سیستم باربر جانبی و سامانه میراگر را در تحلیل‌های پیشرفته مورد توجه قرار می‌دهد و تصریح می‌کند که مشخصات سختی و میرایی تجهیزات باید بر مبنای آزمایش ها تعیین یا تأیید شوند و رفتار نیرو–تغییرمکان یا نیرو–سرعت تجهیزات، متناسب با نوع آن‌ها، در مدل لحاظ شود.

چرا «درصد میرایی» به‌تنهایی کافی نیست؟

میرایی یک خاصیت ثابت و مستقل از سازه نیست. زمانی که یک یا چند میراگر به ساختمان اضافه می‌شوند، مشخصات دینامیکی سیستم تغییر می‌کند. توزیع میراگرها در ارتفاع، موقعیت آن‌ها در پلان، سختی سازه، شکل مودها، تغییرمکان نسبی طبقات و ویژگی‌های غیرخطی خود تجهیزات، همگی بر مقدار میرایی مؤثر سیستم اثرگذار هستند. مطالعات نیز نشان داده‌اند که مفهوم میرایی معادل یا مؤثر در سازه های مجهز به تجهیزات اتلاف انرژی، یک کمیت وابسته به رفتار سیستم است و نمی‌توان آن را بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های سازه و نحوه عملکرد تجهیز، صرفاً از روی مشخصات یک تجهیز، تعیین کرد.

لی و همکاران (۲۰۰۴) در مطالعه ای نشان دادند این پژوهش نشان می‌دهد میرایی معادل سازه مجهز به تجهیزات اتلاف انرژی یک کمیت وابسته به رفتار سیستم است و برای تجهیزات غیرخطی نمی‌توان آن را به‌سادگی با میرایی کلاسیک سازه یکی دانست. 

به‌خصوص در میراگرهای غیرخطی، رابطه میان نیرو و سرعت یا نیرو و تغییرمکان می‌تواند به دامنه تحریک، فرکانس، مدت تحریک و حتی دما وابسته باشد. به همین دلیل استفاده از یک مدل بیش از حد ساده‌شده ممکن است نتواند رفتار واقعی میراگر را در زلزله به‌درستی بازنمایی کند. پژوهش‌های منتشرشده در زمینه میراگرهای ویسکوز غیرخطی نیز بر همین موضوع تأکید کرده‌اند و نشان داده‌اند که روش‌های خطی متداول، بدون لحاظ کردن غیرخطی بودن تجهیز، برای توصیف کامل پاسخ چنین سیستم‌هایی کافی نیستند.

 

در طراحی یکپارچه، ابتدا «سازه ـ میراگر» طراحی می‌ شود

در یک فرآیند صحیح طراحی میراگر ، ابتدا باید هدف عملکردی پروژه مشخص شود. آیا هدف کاهش دریفت طبقات است؟ کاهش شتاب طبقات؟ کاهش تقاضای اعضای اصلی؟ افزایش قابلیت بهره‌برداری پس از زلزله؟ یا ترکیبی از این اهداف؟

پس از تعیین هدف، مشخصات اولیه سیستم شامل نوع میراگر، ظرفیت نیرو، ظرفیت تغییرمکان یا سرعت، سختی، محل نصب و تعداد تجهیزات تعیین می‌شود. سپس این مشخصات وارد مدل سازه می‌شوند و رفتار کل ساختمان با حضور میراگرها تحلیل می‌شود.

اما فرآیند در اینجا تمام نمی‌شود. نتایج تحلیل می توانند نشان دهند که تعداد یا محل میراگرها باید تغییر کند، برخی اعضای قاب نیاز به اصلاح دارند، اتصالات باید تقویت شوند یا مشخصات خود میراگرها باید بازنگری شود. بنابراین طراحی میراگر یک فرآیند تکرارشونده و یکپارچه است، نه یک مرحله جداگانه در انتهای طراحی سازه.

راهنمای FEMA P-۱۰۵۰ نیز برای سازه های دارای میراگر، انتخاب روش تحلیل، مدل‌سازی سامانه میراگر، بررسی پاسخ تحت سطوح مختلف زلزله و طراحی سیستم بر اساس پاسخ تحلیل را به‌صورت یک زنجیره به‌هم‌پیوسته در نظر می‌گیرد. در روش تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی، نتایج تحلیل زلزله طراحی برای طراحی سیستم باربر لرزه ای و پاسخ در سطح MCE برای طراحی سامانه میراگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

طراحی یکپارچه سازه و میراگر

اتصالات ، بخش فراموش‌شده طراحی میراگر

یکی از مهم‌ترین پیامدهای نگاه جزیره‌ای ، تمرکز بیش از حد بر خود تجهیز و کم‌توجهی به اعضای واسط است. میراگر هرگز به‌صورت مستقل در ساختمان عمل نمی‌کند. نیرو از میراگر به مهاربند یا المان انتقال نیرو، سپس به اتصال و در نهایت به تیرها، ستون‌ها، دیافراگم و سایر اجزای سازه منتقل می‌شود.

بنابراین طراحی میراگر بدون طراحی صحیح اتصالات و اعضای انتقال نیرو، یک طراحی ناقص است.

این موضوع به‌ویژه در تجهیزات تسلیمی و سامانه‌هایی مانند BRB اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف سیستم این است که رفتار غیرخطی و اتلاف انرژی تا حد امکان در اجزایی رخ دهد که برای این منظور طراحی شده‌اند، در حالی که اعضای اصلی و اتصالات از ظرفیت و جزئیات مناسب برای انتقال نیرو برخوردار باشند.

مطالعات انجام‌شده روی قاب‌های مجهز به BRB نیز نشان داده‌اند که با طراحی و جزئیات مناسب، می‌توان تغییرشکل‌های غیرخطی را تا حد زیادی در اعضای اتلاف انرژی متمرکز کرد و به یک سیستم قابل تعمیر دست یافت.

بنابراین طراحی میراگر بدون طراحی صحیح اتصالات و اعضای انتقال نیرو، یک طراحی ناقص است.

این موضوع به‌ویژه در میراگرهای فولادی تسلیمی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف سیستم این است که رفتار غیرخطی و استهلاک انرژی تا حد امکان در اجزایی رخ دهد که برای این منظور طراحی شده‌اند، در حالی که اعضای اصلی و اتصالات از ظرفیت و جزئیات مناسب برای انتقال نیرو برخوردار باشند.

مطالعات انجام‌شده روی قاب های مجهز به میراگرهای فولادی تسلیمی از جمله BRB نیز نشان داده‌اند که با طراحی و جزئیات مناسب، می‌توان تغییرشکل‌های غیرخطی را تا حد زیادی در اعضای اتلاف انرژی متمرکز کرد و به یک سیستم قابل تعمیر دست یافت.

اثر محل قرارگیری میراگر بر عملکرد سازه

فرض اینکه هر میراگری با همان ظرفیت، در هر نقطه از ساختمان عملکرد مشابهی خواهد داشت نیز بخشی از رویکرد جزیره‌ ای است.

محل قرارگیری میراگرها روی دریفت طبقات، توزیع نیرو، پیچش ساختمان، مشارکت مودها و انرژی جذب‌شده توسط هر تجهیز اثر می‌گذارد. به همین دلیل، تعداد، آرایش و محل تجهیزات باید متناسب با رفتار واقعی سازه تعیین شود.

برای نمونه، استفاده از تعداد زیادی میراگر در یک طبقه لزوماً به معنی عملکرد بهتر سیستم نیست. ممکن است از نظر توزیع سختی و مقاومت، چنین آرایشی باعث ایجاد نامنظمی یا تمرکز تقاضا شود. به همین دلیل در ضوابط طراحی، حتی موضوعاتی مانند حداقل تعداد تجهیزات و توزیع آن‌ها برای کنترل اثرات پیچشی مورد توجه قرار گرفته است.

تأییدیه فنی میراگر، جایگزین تحلیل سازه نیست

یکی دیگر از برداشت‌های نادرست این است که اگر یک میراگر با موفقیت در آزمایشگاهی آزمایش شده باشد و برای آن از مرجعی، مثلاً مرکز تحقیقات راه ، مسکن و شهرسازی ، تأییدیه فنی صادر شده باشد، می‌توان نتایج آن آزمایشات را مستقیماً به ساختمان تعمیم داد.

آزمایش برای اعتبارسنجی رفتار میراگر ضروری است، اما آزمایش یک میراگر به معنای آزمایش ساختمان نیست.

آزمایش مشخص می‌کند میراگر در محدوده مشخصی از نیرو، تغییرمکان، سرعت، فرکانس و چرخه‌های بارگذاری چگونه رفتار می‌کند. در مرحله بعد، مهندس طراح باید این اطلاعات را در مدل سازه وارد کند و بررسی کند که سیستم سازه‌ای در برابر مجموعه ورودی های مناسب زلزله چه پاسخی خواهد داشت.

طراحی میراگر باید با کنترل کیفیت ادامه پیدا کند

حتی یک طراحی بسیار خوب، در صورتی که ارتباط مناسبی با مرحله ساخت و کنترل کیفیت نداشته باشد، تضمین‌کننده عملکرد واقعی سیستم نیست.

در یک پروژه حرفه‌ای باید میان طراحی، مشخصات فنی، نمونه اولیه، آزمایش، کنترل کیفیت تولید، بازرسی، نصب و پذیرش نهایی ارتباط وجود داشته باشد.

به عبارت دیگر، باید بتوان پاسخ این پرسش‌ها را به‌صورت مستند ارائه کرد:

  • میراگر دقیقاً بر اساس چه مشخصات طراحی شده است؟
  • مدل عددی آن بر چه مبنایی تعریف شده است؟
  • مشخصات مورد استفاده در مدل چگونه از آزمایش‌ها به دست آمده‌اند؟
  • دامنه تغییرات مشخصات واقعی میراگر چقدر است؟
  • نیروها و تغییرمکان‌ های مورد انتظار چه هستند؟
  • اتصالات و اعضای انتقال نیرو برای چه سطحی از تقاضا طراحی شده‌اند؟
  • آیا نمونه تولیدشده همان رفتاری را دارد که در طراحی فرض شده است؟

این زنجیره، همان چیزی است که فاصله میان «فروش یک دمپر» و «ارائه یک راهکار مهندسی» را مشخص می‌کند.

طراحی یکپارچه ؛ مسیر صحیح طراحی میراگر لرزه ای

در نهایت، می‌توان فرآیند صحیح طراحی میراگر را در چند مرحله خلاصه کرد:

هدف عملکردی > انتخاب نوع و آرایش میراگر > مدلسازی سازه و تجهیزات > تحلیل لرزه‌ای > طراحی اعضا و اتصالات > کنترل مشخصات تجهیزات > آزمایش و تأیید > ساخت و کنترل کیفیت > نصب و بازرسی

در چنین رویکردی، میراگر دیگر یک قطعه الحاقی برای کاهش ظاهری نیروی زلزله نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد کلی سازه برای کنترل پاسخ لرزه‌ای است.

این نگاه در پروژه‌های حساس اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ به‌ویژه ساختمان‌هایی که فقط «فرونریختن» برای آن‌ها کافی نیست و باید پس از زلزله نیز تا حد امکان قابلیت بهره‌برداری خود را حفظ کنند.

جمع‌بندی

مسئله اصلی در استفاده از میراگرهای لرزه‌ای ، صرفاً انتخاب یک تجهیز با ظرفیت مناسب نیست. طراحی میراگر زمانی معنا پیدا می‌کند که میراگر ، سازه ، اتصالات و فرآیند تحلیل و کنترل کیفیت به‌عنوان یک سیستم واحد دیده شوند. هرچه این ارتباط ضعیف‌تر باشد، فاصله میان رفتار واقعی ساختمان و رفتاری که روی کاغذ پیش‌بینی شده بیشتر خواهد شد.

به همین دلیل، در طراحی سازه های مجهز به میراگرهای لرزه ای، بهتر است به جای پرسش «این میراگر چند درصد میرایی ایجاد می‌کند؟»، پرسش دقیق‌تری مطرح شود:

«این سامانه، در این سازه و تحت این زلزله، چگونه عمل خواهد کرد؟»

«این سامانه، در این سازه و تحت این زلزله، چگونه عمل خواهد کرد؟»

پاسخ به همین سؤال، نقطه شروع یک طراحی میراگر اصولی، قابل اتکا و مهندسی‌ شده است.